
سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلي زيبا
گلي کز بوي دلجويش، جهان پير شد برنا
زهي سروي که الطافش، فکنده سايه بر عالم
زهي صبحي که انفاسش، دميده روح در اعضا
سپيده دم ز درياي کرم برخواست امواجي
که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا
به صبح نيمه شعبان تجلّي کرد خورشيدي
که از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا
چه مولودي که همتايش نديده ديده گردون
چه فرزندي که مانندش، نزاده مادر دنيا
به صولت تالي حيدر، به صورت شبه پيغمبر
به سيرت مظهر داور، وليّ والي والا
قدم در عرصه عالم، نهاده پاک فرزندش
که چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا
به پاس مقدم او شد، مزيّن عالم پائين
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا
چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در کف قدرت
لواي نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء
شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد
بتاب اي کوکب رحمت، بر افکن پرده از سيما
تو گر عارض بر افروزي، جهان شود روشن
تو گر قامت برافرازي، قيامت ها شود برپا
تو گر لشگر برانگيزي، سپاه کفر بُگريزد
تو گر از جاي برخيزي، نشيند فتنه و غوغا
بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني
چو کشتيبان توئي، ما را چه غم از جنبش دريا
خوش آن روزي که برخيزد، ز کعبه بانگ جاء الحقّ
خوش آن روزي که برگيرد، حجاب از چهره زيبا [1] .
[1] اشعار از شاعر محترم: مرحوم دکتر قاسم رسا «ره»
نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه 14 مرداد1388
لينك
مطلب
مهدی منتظر (عج) و سیر تاریخی و نشانههای ظهور
ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ
بیشتر فلاسفهی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیستها در سدهی نوزدهم و بیستم، دربارهی سنتها و مرحلههای تاریخ به بحث پرداختهاند .
بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشهی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی (1) و
کوشش برای کشف سنتها و مراحل تاریخ، نیز اهمیتشناخت قوانین آن برای
پیشبینی مسیر حرکت تاریخ و پیآمدهای آن بود . مارکسیسم دربارهی
شناختسنتهای تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تاثیر
فعالیتهای مثبت در رویکرد مرحلهی تاریخی که انتظار آن میرود، نیز کاوش
میکند .
اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف
دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پیآمد آن،
عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناختسنتهایی است که مقطع
کنونی و گذار را به مرحلهی آینده انتقال میدهد و در پایان محتومی نگه
میدارد .
بقیه در ادامه مطلب
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط احمد در سه شنبه 13 مرداد1388
لينك
مطلب
انديشة انتظار و جهانيشدن
انديشة انتظار و جهانيشدن
چكيده
مسألة «انتظار ظهور» و «جهاني شدن» از موضوعاتي است
كه امروزه مورد توجه انديشمندان درحوزة مطالعات ديني- سياسي است؛ به همين
دليل، در فرهنگ و ادبيات معاصر، از اين عصر، با عنوان «عصر انتظار» و «عصر
جهاني شدن» تعبير ميشود.
بررسي رابطة انتظار ظهور منجي موعود با مسألة جهاني شدن،
موضوعي است كه اين مقاله به طرح و بررسي آن پرداخته است. نگارنده، ضمن
تبيين ماهيت، ويژگيها و آثار كاربردي انديشة انتظار، ضرورت جهانيسازي
نظرية مهدويت و انتظار را مطرح كرده است. سپس با اشاره به بايستههاي
جهانيسازي انديشة انتظار، به بررسي مقوله جهاني شدن و تعامل و همسازي آن
با موضوع مهدويت پرداخته و برنقش راهبردي و بسترساز موضوع جهانيشدن در
جهانيسازي نظرية مهدويت و انتظار، تأكيد كرده است.
كليد واژهها: انتظار، ظهور، انديشة انتظار، جهانيشدن، جهانيسازي، نظريه، راهبرد، گفتمان.
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط احمد در سه شنبه 13 مرداد1388
لينك
مطلب
چگونه از ياران امام زمان(عج) باشم؟
ياري امام زمان(عج) در اين زمان به انجام
صحيح وظايف خود در زمان غيبت است . وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است که مانند يک
منتظر واقعي زندگي کند. وقتي انسان حقيقتا منتظر کسي باشد تمام رفتار و سکناتش
نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را
تميز و مرتب مي کند، وسايل پذيرايي را آماده مي کند و با لباس مرتب و چهره اي
شاداب در انتظار مي ماند. چنين کسي مي تواند ادعا کند که منتظر ميهمان بوده است.
اما کسي که نه خانه را مرتب کرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه
لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فکر ميهمان است اگر ادعا کند که در
انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند کرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد.
لاف
عشق و گله از يار زهي لاف دروغ عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين انتظار بايد قبل از آنکه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و کردار
او فهميده شود. نمي توان هر کسي را که ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد
در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشک آن است که خود ببويد نه آنکه
عطاربگويد».
با چنين توضيحي روشن است که يک منتظر واقعي امام زمان بايد رفتارش به گونه اي باشد
که هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعني در هر لحظه که اين خبر را به او
بدهند خوشحال شود و آماده باشد براي ياري امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد
نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يک منتظر واقعي اهل گناه و
دلبستگي به دنيا نيست چرا که چنين کسي نمي تواند از وابستگي ها و دلبستگي ها و
آلودگي ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.
با توجه به نکات ذکر شده مي توان برخي وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذکر کرد:
1. اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از
خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامي انسان در انتظار کسي
مي نشيند که او را خوب بشناسد اما اگر انسان کسي را نشناسد ولو بداند که آن شخص
خواهد آمد برايش اهميتي نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام
زمان هم چنين است. کساني که آن حضرت را نمي شناسند مانند کفار و يا اهل اديان
ديگر، هرگز انتظار او را نمي کشند اما کساني که او را مي شناسند و ارزش او را مي
شناسند و مقام او رامي دانند منتظر او مي مانند.
کساني که امام زمان(عج) را نمي شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين
حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانکه پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر
کس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار،
ج 32، ص 331).
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعي است که هر
مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درک خواهد
کرد و به عظمت او بيشتر پي خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي
که افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگي و عطش نسبت به وجود مقدس
آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آري:
وصل
خورشيد به شب پره اعمي نرسد که در اين آينه صاحب نظران حيرانند
البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخي وجود آن حضرت مانند اينکه
امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالي است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت
امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است که اين شناخت کار هر کسينيست و
ظرفيت و لياقت زيادي مي خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) کساني هستند که
آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براي آگاهي از مقام عظيم امامت رجوع به
زيارت جامعه کبيره و تأمل در معاني عميق و عجيب آن توصيه مي شود.
همچنين خواندن کتب معتبري که در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مي تواند انسان
را تا حدي به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظيفه ديگري است
که منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد کنند و آن را افزايش دهند. بديهي است که تا
انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم که او
رابشناسد نمي تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد
چگونه مي تواند منتظر قدم او باشد و خود را براي پذيرايي از او آماده کند؟ پس تا
محبت به امام زمان در وجود انسان شکل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمي تواند به
وظايف منتظران واقعي عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه اي است که پيامبر اکرم(ص)
نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا که در قرآن کريم مي فرمايد: «قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي» ؛
(شوري، آيه23).
3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛ منتظران
واقعي وضعيت روحي و فکري و عملي خود با به گونه اي سامان مي دهند که سنخيت کاملي
با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مي توان منتظر قدوم کسي بود و با او مشابهت و
سنخيت نداشت؟ آيا مي توان محبت کسي را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتي نداشت؟
ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقي و درجات
معنوي حاصل مي شود. و تنها در اين صورت است که مي توان ادعاي محبت به امام زمان را
داشت. در صورتي که انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه
خواهد کشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دوري اش را بر او سخت و
ناگوار خواهد ساخت.
طبيعي است که هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد
و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران ديگر؛ منتظر امام
زمان مي داند که برنامه آن حضرت يک برنامه جهاني است و بايد ياوران زيادي داشته
باشد تا حرکتش پيروز شود. بنابراين به فکر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد
افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايماني خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر
اساس تعاونوا علي البرّ و التقوي به کمک
مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
5. دعا براي تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛
منتظر واقعي هر لحظه انتظار محبوب را مي کشد و از خدا مي خواهد که هر چه زودتر او
را برساند بنابراين دعاي فراوان براي فرج آن حضرت از وظايف هميشگي منتظرآن حضرتش
مي باشد. دعاي براي تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مي باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شکل هاي مختلف؛
اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعي مي کند عدم دوري محبوب خويش را از طريق
ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل
ارتباط ضعيفي با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتي موفق به زيارت آن
حضرت نمي شود از طريق خواندن دعاي ندبه، زيارت آل ياسين، دعاي عهد که از طرف
بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمکران ارتباط خود را با
آن حضرت حفظ مي کند.
7. ياد فراوان حضرت؛ ياد کردن از محبوب
عادت ديرينه منتظران عاشق است که چندي منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس
از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مي
کنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذکر احاديث، کرامات، مقام
امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگري است که منتظران واقعي احساس مي کنند و
بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مي دارند.
8. دادن صدقه براي سلامتي آن عزيز و يا
حواله نمودن ثواب هايي براي آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افکنان
درباره وجود، طول عمر و آثار وجودي آن حضرت در بين منتظران.
10. اميدواري بر قيام و انقلاب آن يوسف
زهرا(س) و اميد دادن به ديگران
11. ايجاد آمادگي دائم رزمي براي ظهور
حضرت چنانکه در روايت آمده است: «ليعدن احدکم لخروج
القائم و لو سهما؛ هر يک از شما براي قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر
چند با تهيه يک تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و ياوران مصلح جهاني بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براي فراهم کردن زمينه
ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز کنيم و با اراده اي محکم، عزمي راسخ و برنامه
اي دقيق به اصلاح افکار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و کردارمان
بپردازيم و با آگاهي ازوظايف عملي و گسترش شناخت خود از مباني ديني و معرفتي، در
راه تقويت بنيه اعتقادي و اخلاقي خويش، تلاش و کوشش کنيم. و در يک جمله با اجتناب
از معاصي، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف ديني ـ در هر محيطي که
هستيم ـ به خودسازي اقدام کنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براي تجلّي
نور الهي آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمي تواند مانع
مهمي در راه رشد و کمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعي امام زمان(عج)
باشد. پس با توبه واقعي، مي توان سيئات و بدي هاي گذشته را به حسنه و نيکي تبديل
کرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدي(ع) و اصحاب ايشان مي فرمايد: «الدين
ان مکناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن
المنکر؛ کساني که اگر در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز را به پا
داشته و زکات را [به مستحق [مي بخشند و به معروف امر نموده و از منکر نهيمي کنند
(حج، آيه 41).
امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «اين آيه براي آل محمد و مهدي(ع) و
اصحاب او است».
در نتيجه اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور
اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه کارهاي زير توجه فرماييد:
1. ارتباط معنوي خود را با خداي متعال تقويت کنيد؛
2. نمازهاي يوميه را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد؛
3. سعي کنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال
بدانيد؛
4. از هر گونه گناه و معصيتي اجتناب کنيد؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را کاملاً رعايت کنيد؛
6. بدانيد که هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مي شود و مورد
بررسي قرار مي گيرد؛
7. اکنون که در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت
تحصيلي داشته باشيد؛
8. با مطالعه کتاب هايي که درباره امام زمان(ع)، آگاهي و شناخت خود را در اين
زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛
9. براي اصلاح اوضاع فرهنگي دانشگاه، به تنهايي يا به کمک ديگر دانشجويان متدين و
دلسوز و يا به کمک بعضي از تشکل هاي مذهبي دانشگاه، امر به معروف و نهي از منکر
کنيد و بدين وسيله جلو بعضي اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم
نکشيد؛زيرا خشنودي و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاي ديني و اخلاقي و
اجتناب از گناه و خلاف است.
نوشته شده توسط احمد در سه شنبه 13 مرداد1388
لينك
مطلب
یاران امام زمان چه کسانی هستند؟--خصوصیات
دو احتمال وود
دارد: 1) اسامی یاران امام زمان چیست؟ روایات در مورد اسامی یاران امام زمان(عج) چیزی نگفتهاند و ما اسامی یک یک یاران امام را نمِیدانیم. اصولاً تعیین شدن نام هر یک شاید به
مصلحت نباشد؛ زیرا راه برای تمام
انسانها که جزء یاران امام زمان قرار گیرند، باز است. 2 ) یاران امام زمان چه ویژگیهایی دارند؟ در برخی
روایات به بعضی از خصوصیات یاران امام
زمان(ع) اشاره شده است که با بیان برخی احادیث، منش آنان مشخص خواهد شد:1 - خداجویی:خداجویی و توحید سرلوحه عقاید
و خصال یاران مهدی است. آنان
خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است و ایمانی خالصانه در سینه دارند که شک و تردید با
آنان بیگانه است.(1) امام
صادق(ع) فرمود: "مردانی که گویا دلهایشان پارههای آهن است، غبار تردید در ذات مقدس خدای، خاطرشان را نمیآلاید...
همانند چراغهای فروزانند،
گویا دلهایشان نور باران است... برای شهادت دعا میکنند...".(2) 2 - بصیرت و آگاهی:یکی از ویژگیهای یاران
امام بصیرت و آگاهی است. آنان در فرمانبری
از امام و شناخت او و تشخیص حق و باطل دچار مشکل نشده و در فتنهها هوشیارانه راه جویند. بصیرت آنان سبب میشود که در احیای سنت و مبارزه با بدعت درنگ نکنند و در رسالت شرکزدایی به
همراه امام خود تبر بردارند و
بت شکنی کنند. "چون فرمان خدا آزمایش را به سر آورد، شمشیرها را در راه حق آختند و بصیرتی را که در راه دین داشتند،
آشکار کردند...".(3)3 - عبادت و
بندگی:یکی از ویژگیهای مهم یاران امام زمان(ع) عبادت و بندگی است. یاران مهدی، شیران روز و نیایشگران شب هستند. عبادت از دیدگاه
یاران
امام، نوعی معامله و داد و
ستد نیست، بلکه عبادت آنان، نیایش عارفانه و پاکبازانه، پیوند روح با ابدیت، عالیترین واکنش سپاسگزارانه انسان در برابر خدا و عبادت آزادگان است. آنان چون مادران
فرزند مرده میگریند.(4)امام
باقر(ع) فرمود: "گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف مینگرم، توشه هایشان به پایان رسیده و لباسهای شان مندرس گشته است. جای سجده بر پیشانیشان نمایان است. شیران روزند و راهبان
شب".(5)4
- شجاعت:یاران امام زمان(ع)
دلیر مردند و جنگ آوران میدانهای نبرد. ایمان به هدف، همه وجودشان را تسخیر کرده و هر کدام قوّت چهل مرد را دارند.(6)شجاعت بی بدیلشان، ترس را بر دلهای
مستکبران چیره ساخته و جانهاشان
از سنگ خارا محکمتراست. امام باقر(ع) فرمود: "گویا آنان را مینگرم... سیصد و اندی مرد بلند بر بلندای نجف و
کوفه ایستادهاند، دلهایی
چون پولاد دارند...".(7)5 - فرمانبری: یکی از ویژگیهای یاران امام زمان(ع) اطاعت و فرمانبری از مولا و مقتدای شان است.
آنان عاشقان مولای خود و
فرمانبرترین انسانها هستند و در انجام دستورهای امام خویش بر یکدیگر پیشی میگیرند.(8) پیامبر اسلام(ص) فرمود:
"کدّادون مجدّون فی طاعته؛(9)
تلاشگر و کوشا در پیروی از او هستند".6 - ایثار (از خود گذشتگی) و برابریاز خصوصیات بارز یاران مهدی ایثار و برابری
است. وحدت مقصد و اخلاص
نیّت، دلهایشان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به رنج افکنده و در بهرهگیری از
مواهب الهی، دیگران را بر خود
پیش میدارند. یکی از شاخصههای حکومت امام زمان(عج) مواسات و برابری است.در برخی از روایات از یاران امام زمان(ع) به
"رفقا" یاد شده که به معنای
دوستان همدل، همراز، با لطف و صفا است، گویا برادران تنیاند: "کأنّها ربّا هم أبٌ واحد أو أمٌ واحدةٌ، قلوبهم
مجتمعة بالمحبّة و النّصیحة؛(10)
گویا یک پدر و مادر آنان را پروریدهاند. دلهای آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است".7 - نظم:یاران امام زمان(ع)
دارای
نظم و تشکیلات مناسب با
حکومت جهانیاند. با مردم روابط گرم داشته، ولی کارهای خویش را بر اصولی محکم و روشن پیش میبرند.سپاهیان امام از لباس یکسان استفاده میکنند و منظمترین نیروی رزمی جهان
هستند. امام علی(ع) یاران امام
زمان(ع) را این گونه میستاید: "گویا آنان را مینگرم که زی و هیأتی یکسان، قد و قامت برابر، در جمال و برازندگی
همانند و هم لباساند".(11)8
- زهد و ساده زیستی زینت یاران مهدی است. آنان خوشکامی و نیک بختی را در آرامش دیگران میجویند و بستر بهرهگیری از مواهب الهی را برای دیگران فراهم کرده و خود با دنیا گرایی در
ستیزند. غذایشان ساده و لباسشان بی
پیرایه است. امام صادق(ع) در برابر پافشاری دوستان برای قیام و شتاب در خروج قائم(ع) فرمود: "چرا در خروج قائم
شتاب میورزید؟! به خدا سوگند،
لباسش درشت و غذایش ناچیز است. زندگی در حکومت او جنگیدن و مرگ در سایه شمشیر است".(12)9 - عدالت:یکی از ویژگیهای
یاران امام زمان(ع) عدالت است. عدالت
که در رعایت حقوق دیگران و پرهیز از هر گونه ستم ظهور میکند، زینت یاران مهدی(ع) است.یکی از شاخصههای مهم حکومت جهانی عدالت است.(13)کارگزاران و سربازان او نیز باید عدالت گرا
باشند. کسانی که در صدد هستند
از یاران امام زمان(ع) باشند باید با بهرهگیری از دستورهای اسلامی و رعایت واجبات، ترک محرّمات و تقواگرایی، به تقویت ریشه عدالت
در
وجود خود اقدام کنند تا
بتوانند قابلیت دیدن یار را پیدا کنند که امام عادل، یاران عادل را میطلبد.
پی
نوشتها:1 - کمال الدین، ج 2، ص 378.2 - همان.3 -
نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 150.4 - علی یزدی حایری، الزام الناصب، ج 2، ص 20.5 - بحالارانوار، ج 53، ص 7.6 -
خصال شیخ صدوق، ترجمه کمرهای، ج
2، ص 318.7 - بحارالانوار، ج 53، ص 310.8 - عیون اخبار الرضا، ص 63.9 - 10 - . الزام الناصب، ج 2، ص 20.11 -
الملاحن و الفتن، ص 148.12 - نعمانی،
الغیبه، ص 233.13 - کنزالعمال، ج 14، ص 264؛ ینابیع المودّه، ج 1 - 2، ص 469؛ نعمانی، کتاب الغیبه، ص 425
نوشته شده توسط احمد در سه شنبه 13 مرداد1388
لينك
مطلب